مرتضى مطهرى

49

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

مثلًا مىخواهيم در احوال « انسان » بحث كنيم . خواه ناخواه از آن جهت كه انسان حيوان هم هست و با حيوان يگانگى دارد خواص حيوان هم در او جمع است . از اين رو كلمهء « عرض ذاتى » را به كار برده‌اند و اين كلمه را با تعريفى مخصوص مشخص كرده‌اند كه اين اشتباه از بين برود و به اصطلاح « عوارض غريبه » خارج شود . اما اين كه تعريف « عرض ذاتى » چيست ، از حدود اين درسها خارج است . اكنون ببينيم آيا لازم است كه هر علمى موضوع معيّنى داشته باشد يا نه ؟ چيزى كه قطعى و مسلّم است اين است كه مسائل علوم از لحاظ ارتباط با يكديگر همه يك جور نيستند . هر عده‌اى از مسائل مثل اين است كه يك خانوادهء مخصوص مىباشند ، و باز يك عدهء ديگر ، خانوادهء ديگر ؛ همچنانكه مجموعى از خانواده‌ها احياناً در حكم يك فاميل‌اند و مجموعى ديگر از خانواده‌ها در حكم فاميل ديگر . مثلًا يك سلسله مسائلى كه « مسائل حساب » ناميده مىشوند رابطه‌شان با يكديگر آنقدر نزديك است كه در حكم افراد يك خانواده‌اند ، و يك عده مسائل ديگر كه « مسائل هندسه » ناميده مىشوند افراد يك خانوادهء ديگر به شمار مىروند . خانوادهء حساب و خانوادهء هندسه با يكديگر قرابت دارند و جزء يك فاميل به شمار مىروند كه آنها را « رياضيات » مىناميم . پس قدر مسلّم اين است كه ميان مسائل علمى پيوندهايى وجود دارد . اكنون مىخواهيم ببينيم ريشهء اين پيوندها در كجاست ؟ چگونه است كه مسائل حساب با هم اين اندازه قرابت دارند كه يك خانواده به شمار مىروند و روى همهء آنها يك نام گذاشته شده و علم جداگانه و مستقلى قلمداد شده‌اند ؟ در اينجا دو نظريه است : 1 . علت اين امر اين است كه مسائل هر علمى بالأخره در اطراف يك حقيقت معيّنى بحث مىكند . مثلًا علت هم خانواده بودن مسائل حساب اين است كه همهء آنها در اطراف « عدد » و خواص و آثار اعداد است ، و علت هم خانوادگى و قرابت مسائل هندسى اين است كه همهء آنها در اطراف « مقدار » مىباشند . پس آن چيزى كه مسائل علوم را به يكديگر پيوند مىدهد همان چيزى است كه مسائل آن علم در اطراف آن بحث مىكند ، يعنى موضوع آن علم ؛ و اگر چنين چيزى در كار نبود قرابتها و پيوندها در ميان مسائل علوم نبود ، يك مسألهء حساب با يك مسألهء ديگر از حساب همان رابطه را